الشيخ محمد تقي بهجت
570
جامع المسائل ( فارسي )
آن ، محتاج به قصد نيست و به حكم اقامت در وطن ، در جهت مذكوره است و مجرّد تردّدِ سى روز ، كافى نيست ، بلكه بايد ده روز بعد از آن اقامت نمايد بنا بر اظهر اعتبار نيّت در قاطعيّت عشره ، كثرت را و بنا بر عدم اعتبار ؛ پس با اقامت عشرهء محققه ، قطع مىشود كثرت سفر و بعد از انشاى سفر از آن مكان ، تقصير مىنمايد با شروطش و در اين محل اتمام مىنمايد ، زيرا سفر از وطن اثر نداشت و از اين محل محقق نشده است ؛ پس در كثير السفر تردّد ثلاثين موضوع ندارد ، و الله العالم . شرط ششم : نديدن ديوار شهر يا نشنيدن اذان 7 - از جمله شروط اين است كه : بايد خفاى اذان يا جدران بشود ، تا قصر ، ثابتِ در خروج ؛ يا اتمام ، در رجوع ، ثابت باشد ؛ و هر كدام از اينها كافى است در حكم ، و در تقدير علم به تخلَّف ، احوط جمع يا تأخّر است تا وصول به ابعدِ از بلد در خروج و اقربِ در رجوع . اعتبار ديدن و شنيدن به نحو متعارف عبرت در سماع و رؤيت ، به « متعارفِ معتاد » است ، نه « خارقِ عادت » ، و اگر نبود مسموع يا مرئى ، تقديرِ وجودِ آنها و تشخيص حدّ به اين تقدير مىشود ؛ و چنانچه اگر در طريق ، علوّى يا انخفاضى بود ، تقديرِ استوا مىشود . و همچنين اگر در طريق ، درختهاى بستان بود ، تقدير عدم حائل مىشود [ و ] بلنديهاى خارج از متعارف در بلد مثل مناره و قبّه و سور اعتبار به آنها نيست . آيا اعتبار ، به صور متميّزه بيوت و فصول متميّزهء اذان است ، يا لازم است خفاى شبح و صوت ؟ اظهر دوم است تا يقين به اصل ، چون موضوع مسافت قريبه به بلد است و در معرّفيّت اين دو فرقى بين متميّز و غير آن نيست . و احوط اوّل است با معاكسهء در خروج و دخول . غير متعارف در بيوت بلد از حيث علوّ و انخفاض ، ردّ به متعارفِ در اشباه آن بلد مىشود ، و همچنين غير متعارف از صوت مؤذّن ، مثل غير متعارف از سامعه و باصره ردّ به متعارف مىشود . و اذان بايد بر بلندى باشد به حسب متعارفِ بلد و قريه ، چه آن كه بر سطوح مىشود ، يا